تبليغاتX
تولدی تازه
.

بازم اومدم دردودل کنم.اخه جایی جز اینجا ندارم.یه احساس عجیبی دارم اینگاریه چیزی از وجودم کنده شده.عقلم میگه چراادم بالغ و عاقل دوباره خطا کردی و به دوست داشتن و عشق اعتماد کردی.این دوروزمونه عاشق واقعی نیست.اگه کسی بهت میگه دوستت دارم حتما از این دوست داشتن منفعتی حاصلش میشه.دلم چی میگه؟دلم رو ندارم دیگه.جاش گذاشتم پیش شازده.اخه میدونید با هزار زحمت تیکه های شکسته دلم رو بهم چسبوندم دادم به شازده هر روز وهربار تیکه هایی رو پیدا میکردم و میچسبوندم ومیدادم بهش.اما عزیزم حواسش نبود که این دل بندزده به مویی بنده و با کوچکترین تلنگری می شکنه.

حالا هم دیگه قصدندارم تیکه های شکسته دلم روکه به پاش افتاده بر دارم و دوباره بچسبونمش.میخوام بذارم همونطوری اونجا بمونه.دیگه هیچوقت نمی چسبونمش.میخوام بدون دل بشم.یه ادم که دل نداره و تمام احساسش یخ زده.

از همه دوستای خوبم که توی این مدتاومدن سرزدن دردودلام روخوندن.ممنونم.

اینم اخرین پست این وبلاگ بود.دیگه ببخشید وبلاگ خوبی نبود.

 

 

ای غم بیا ای غم بیا خوش اومدی خونه من

                                                   یه وقت نشه هوس کنی بری خونه یار من"

                                                                                                    

"دل کوچیکش جای تو نیست خونه تو دل منه

                                                  جای تو ای غم همیشه تو قلب و محفل منه"

"داریوش

***********************************************************

باز دو تا چشم منتظر خيره شدن به آسمون

 دنبال اون ستاره كه بدون نام ِ و نشون

 پيش غم تنهاييام ستاره ها چقدر كم اند

 از سر دلخوشي دارن به همه چشمك ميزنند

 غافل از اينكه اين پايين قلبي اسير ماتمه

 حسرت و غصه هاي اون قدر تموم عالمه

 شيشه صبروحوصله اش شكسته با سنگ عذاب

 روزاي شاد و رنگيش هم يه سر شده تاروخراب

 ديگه نمونده دلخوشي واسه دل اسير غم

 مهم اسير بودنشه فرق نداره زياد يا كم

 فكر ميكني نبودنت كم درديه نه به خدا

 تحملش سخته واسم تحمل جداييها

 نمي دونم كه آسمون ابريه يا دو چشم من

 نميذارن ببينمت ستاره قشنگ من

 حالام نه آرومه دلم نه خواب به چشمونم مياد

 دلم داره داد ميزنه ميگه فقط تورو ميخواد

 چي بهش بگم آروم بشه دست از سر من برداره

 چي ميشه گفت به قلبي كه براي تو بي قراره؟؟

 باز هم تا نزديك سحر ستاره ها رو ميشمرم

 تو آخرين ستاره اي كه دل به عشقش ميسپرم

 ميخوام يه چيزي رو بگم دلم ميخواد خوب بدوني

 دنيا م اگه تموم بشه بازم تو قلبم مي مونی

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 آبان1384ساعت 10:5  توسط خودم  | 

لحظه های بی تو ...

چه عذاب بزرگی است
وقتی که من تمام تنهايی را
به دوش می کشم
و سخت ترين لحظه های انتظار را
با شکيبايی خود قسمت می کنم.
آرزوی محالی ست
درک دستهای تو
از انتهای تنهايی ستاره های چيده شده
و سفره های خالی احساس
که مهربانی سايه ها
رنگينش کرده است
تو حتی
از فکر اين عذاب هم عاجزی
و من هر روز
تحليل می روم ....

***********************************

توی این شبای عزیز خیلیها چشم امید شون به لطف خداست.همه یه جورایی گرفتاری دارند.امابعضیها هستند که دیگه کاری از دست کسی جزخدا برا شون بر نمیاد حالا یا بیمارجسمی اند یاروحی.بیایم برای اونایی که روحشون روفروختند به شیطان بیشتر دعا کنیم شاید بتونندپس بگیرند.

                                                                                                      التماس دعا

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 آبان1384ساعت 8:12  توسط خودم  |