تبليغاتX
تولدی تازه - کاش تو هم احساس من رو داشتی

گاه آرزو می کنم،            

می توانستی چند صبا حی چون من باشی...

 

بیندیشی آن چیز که من می اندیشم؛

ببینی آن چه من می بینم؛                                                 

احساس کنی آن گونه که من احساس می کنم؛                                  

در یابی آشفتگی،ترس،تحسین و         

دوستی را که نسبت به تو احساس می کنم،                         

همه را یکباره و با هم

 

اگر می توانستی حتی برای لحظه ای در ذهن من زندگی کنی؛                

می توا نستی ببینی که دنیای من چگونه سرشار از مسئولیت هاست

و عجیب آن که اغلب به تو می اندیشم.                              

می دیدی که چه شادی را به من ارزانی داشته ای.   

می دیدی که تا کجا شادمانم که می توانم لبخند بزنم،

بخندم،سر خوش باشم و آزاد چون کودکان.    

 

این همه را ا ز تو دارم.  

 

******************************************** 

کاش واقعا شازده میتونست درک کنه که من چه احساسی دارم

 کاش براش رابطه با من مهم بود.

راست میگن که ادم وقتی برای چیزی زحمت نکشیده باشه ارزش اون رو نمیدونه .

اگه شازده هم برای رابطه با من زحمت کشیده بود الان که من بهش دارم میگم

احساس میکنم ازت دارم دور میشم و  نسبت بهت دلسرد اینقدر راحت نمیگفت:

" خوب هرجور تو راحتتری من چیکار میتونم بکنم .این احساس توه من برای تغییرش

 کاری نمیتونم بکنم.".

توی این مدت من هیچوقت نفهمیدم عمق علاقه شازده رو.هیچوقت نفهمیدم براش چه

 جایگاهی دارم و براش چه قدر مهم.هیچوقت نفهمید من کی به محبتش احتیاج دارم و

 کی باید بهم ابراز علاقه کنه .نفهمید که گاهی اوقات اینقدر اعتماد به نفسم میاد

ﭘایین که حتی تصمیم گیری در مورد یه موضوع کوچیک هم برام سخت میشه و

 اونجاس که باید نشون بده باهامه و ﭘشت و تکیه گاه من.هیچوقت نفهمید واقعا

من چی نیاز دارم.هیچوقت.این رابطه داره برام تبدیل میشه به یه رابطه کاملا معمولی.

دوست ندارم چنین اتفاقی بیافته.اما واقعا دارم سرد میشم.به نظر شازده اینا

همه کاملا مسخره و بچه گانه س.من  دارم همه سعیم رو برای حفظ این رابطه میکنم

 اما فقط منم از طرف شازده هیچ سعی و تلاشی نیست.اینگار توی قایق نشستیم

و من به تنهایی ﭘارو میزنم.تصمیم قطعی گرفتم ﭘارو زدن رو به تنهایی بذارم کنار.

یا قایق غرق میشه و یا اینبار اون ﭘاروبه دست میگیره و قایق رو هدایت میکنه.

دیگه از این وضع مسخره خسته شدم.  

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 مهر1384ساعت 10:45  توسط خودم  |