تبليغاتX
تولدی تازه - می رسد روزی

می رسد روزی که بی من روزها را سر میکنی

 

قصه های کهنه ام را موبه مو از بر میکنی

 

کاش ای تنها امید زندگی

 

میتوانستم فراموشت کنم

 

یا شبی در آتش سوزان دل

 

در نهیب سینه خاموشت کنم

 

کاش احساس نیاز دیدنت

 

چون وجودت از وجودم دور بود
+ نوشته شده در  شنبه 23 مهر1384ساعت 5:13  توسط خودم  |